ای زمین! ای طبیعت!

ای زمین!
ما ساکنان کوی تو، چه بی‌انصافانه و بی‌رحمانه درباره‌ی تو قضاوت می‌کنیم.
خشم، چه اضافه‌ی مضحکی برای تکان‌های گاه و بی‌گاه توست.
از اولین لحظات پیدایشت، تکان و فوران، بخشی جدانشدنی و عجین شده با تو بوده است.

ادامه مطلب
فاصله بین احساس و اندیشه

خواندن این جمله یادآور جمله‌‌ی دیگری از مارسل پروست برایم بود:
دلش می‌خواست به اندیشه‌اش فرصتی بدهد تا به شتاب خود را به آن لحظه برساند.

ادامه مطلب

وب‌نوشته‌های طاهره خباری