۱۰۰ روز باقی مانده تا پایان سال

امروز ۲۰ آذر است و از امروز تا پایان سال صد روز باقی مانده است.

این صد روز باقی مانده را به چه کاری مشغول می‌شوید؟

به‌نظرم همیشه عددها، بهانه‌ای هستند تا بتوان به کمک آنها کارهایی که در انجام آنها تعلل یا اهمال‌کاری می‌کنیم، به شکلی سر و سامان داده و آنها را انجام دهیم.

این ۱۰۰ روز باقی مانده تا پایان سال نیز به همین شکل است.

شاید این ۱۰۰ روز را بتوان به یک میکرواکشن کوچکی اختصاص داد. میکرواکشنی در جهت یادگیری یک خُرده مهارت. یا میکرواکشنی برای شروع و به اتمام رساندن یک کار یا یک کتاب.

به عنوان نمونه، یکی از میکرواکشن‌هایی که من برای خودم تعریف کرده‌ام، این است:

می‌خواهم کتاب «۱۰۰ دانشمندی که جهان را تغییر داده‌اند» را بخوانم. هر روز یک دانشمند.

شاید شما هم دوست داشته باشید در این ۱۰۰ روز برای خودتان میکرواکشنی تعریف کرده و آن را پیگری کنید. مثلاً:

  • روزی ۱۰۰ قدم پیاده‌روی
  • یادگیری روزی ۳ جمله‌ی پرکاربرد در زبان انگلیسی (بجای یادگیری لغت به‌تنهایی)
  • خواندن روزانه یک صفحه از کتابی که مدت‌ها دوست داشته‌ایم آن را بخوانیم
  • نوشتن ۱۰۰۰ کلمه در هر روز
  • نگاه کردن دقیق‌تر به یک کلمه‌ برای افزایش مهارت ظرافت‌های کلامی
  • یادگیری مترداف‌ها و متضادهای یک کلمه در هر روز
  • گوگل کردن روزانه‌ی یکی از ایده‌هایی که به ذهنمان می‌رسد
  • دوباره خوانی و مرور یکی از درس‌های متمم
  • و…

مطمئناً هر کسی به فراخور نیازهایش می‌تواند یک میکرواکشن انتخاب کرده و تصمیم جدی بگیرد در این ۱۰۰ روز باقی مانده به پایان سال آن را انجام دهد. اگر انجام میکرواکشنی علاوه بر مفید بودن، انجامش برای ما لذت‌بخش باشد، احتمالاً تبدیل به عادتی ثمربخش نیز خواهد شد.

18 دیدگاه در “۱۰۰ روز باقی مانده تا پایان سال

  1. درود بر شما سرکار خانم خباری. بنده شما را از طریق متمم می شناسم و از اینکه هنوز دوستان نادیده ای دارم که کتابخوانی را به جد به عیشی مدام برای خود بدل ساخته اند، بسیار خوشنودم. نوشته هایتان را در مورد کتابخوانی دنبال می کنم و دیدم چندی قبل در مورد خرید کتاب از آمازون مطلبی نوشته بودید. مدتهاست از کتابخوان کیندل بهره می برم و چنانچه نشانی ایمیل خود را مرحمت بفرمایید، به پاس آنچه از نوشته هایتان حظ و بهره برده ام و آموخته ام، خوشحال می شوم فایل چند کتاب خوب را با فرمت azw3 یا epub به شما تقدیم کنم – چون تصور می کنم نرم افزار کیندل را دارید – بویژه برخی از کتابهایی که متمم یا آقای شعبانعلی در سایت خود معرفی کرده اند.

    1. سلام آقای محمدرضا برزگری عزیز.
      باعث افتخار و خوشحالی همیشگی منه که دوستان متممی عزیز نوشته‌های منو می‌خونن و لذت می‌برن.
      از این بابت هم خوشحالم که شما هم اهل کتاب خوندن و مطالعه هستید.
      همونطور که حدس زدید، کتابخوان کیندل دارم و خوشبختانه از وقتی که اونو خریدم، به راحتی تونستم کتاب‌های مورد علاقه‌ی خودم رو تهیه کنم و مشغول خوندن‌شون بشم.
      بابت پیشنهاد سخاوتمندانه‌ی شما هم بسیار سپاسگزارم ولی به‌نظرم اصلاً نیازی به چنین کاری نیست. چون من کتاب‌ها رو براساس سلیقه و دغدغه‌های شخصی خودم انتخاب می‌کنم و می‌خونم.
      در کل همین قدر که نوشته‌های اینجا برای شما هم مفید بوده، باعث شادی منه و همین برای من کافیه 🙂

  2. سلام
    ممنون بابت نوشته خوبتون که برای من هم تلنگری شد. چشم به هم زدیم و فرصت هایی رو از دست دادم.
    تصمیم گرفتم در روزهای دو رقمی باقی مانده تا عید و تا قبل از یک رقمی شدن، وقت بیشتری به درسهای متمم از جمله استراتژی محتوا، ارزش آفرینی، مهارت فروش، بازاریابی و تبلیغات اختصاص بدم و با دست پر به استقبال عید برم (جهت تقویت عزت نفس).

    1. خوشحالم که چنین بهانه‌هایی فرصتی رو برای ما محیا می‌کنن که دقیق‌تر و باانسجام بهتر و بیشتری اهداف مورد نظرمون رو پی‌گیری کنیم.
      امیدوارم که شما هم موفق باشید.

  3. سلام طاهره.

    این نوشته‌ات، چه تلنگر عجیبی بود. اتفاقا از چند وقت پیش یاد نوشته‌های محمدرضا درمورد ۷۰ روز پایانی سال افتادم. و داشتم به این فکر می‌کردم که توی ۷۰ روز پایانی امسال چه کار کنم. الان که نوشته‌ات رو دیدم، تلنگری شد برای این که جدی‌تر به این موضوع فکر کنم و بهتره به جای این که منتظر باشم که ۲۰ دی فرا برسه، از الان شروع کنم.

    ممنونم.
    تا به‌زودی.

    1. سلام امیرمحمد عزیز.
      از این بابت خیلی خوشحالم.
      پی‌نوشت: من همیشه پیگیر نوشته‌های خوبت در وبلاگت هستم. تا حالا هم سعی کردم دو سری از نوشته‌هات رو هیچ‌وقت از دست ندم و حتماً اونها رو بخونم: یکی ماجراهایی که از بیمارستان و بیمارانی که باهاشون مواجه می‌شی، و دومی کتاب‌های خوبی که می‌خونی و اونها رو معرفی می‌کنی.

  4. سلام طاهره جان
    چه خوب یادآوری کردی این ۱۰۰ روز پایانی رو. آفرین به تو 🙂 کلی آدم رو به فکر تغییرات کوچک، اما پیوسته، انداختی. منم سعی می‌کنم به برنامه‌ای که از امشب برای ۱۰۰ روز بعد می‌نویسم وفادار بمونم.
    ‌راستی؛ من تازگیا فهمیدم که اومدی خونه جدیدت. کمی دیر شده. ولی دلم می‌خواد بهت تبریک بگم خونه قشنگت رو. امیدوارم همیشه خوب و خوش و خرم تو این خونه از میهمانانت پذیرایی کنی.

    1. محمدرضای عزیز، از لطف و محبتی که داری خیلی ممنونم.
      امیدوارم تو هم توی این برنامه‌ریزی و برداشتن این ۱۰۰ گام موفق باشی 🙂

  5. سلام

    این رویکرد امیدوار شما به زمان باقی مانده جالبه ( البته این مرزبندی زمان ها بیشتر تصنعی و الا در اصل وجود و گذر زمان فرقی نداره )
    من هم همیشه نسبت به زمان های باقی مانده حساسم ( البته راستش را بگم گاهی این موضوع ناشی از امید به جبران کارهای عقب مانده است تا انجام اقدامات سر وقت )
    خیلی خوب می شه اگر بشه یک گزارش هم راجع به این کتابی که انتخاب کردید بنویسید.

    شاد و صبور باشی

    1. درسته وحید عزیز.
      این مرزبندی‌ها همه‌شون توی ذهن‌مون هستن ولی می‌شه به کمک این مرزبندی‌های کارهایی که یا به قول شما عقب مانده هستن و نتونستیم به هر دلیلی سرفرصت انجام بدیم رو انجام بدیم و از به اتمام رسوندن اونها لذت ببریم. وگرنه شروع و اتمام سال همه چیزایی از جنس قراردادی و ذهنی هستن.
      از طرفی به‌نظرم مهم اینه که بشه یه کاری رو به شکل مستمر در قالب یه اقدام کوچک روزانه اون رو انجام داد. حالا هر کسی به سبک خودش این کار رو انجام می‌ده.
      پی‌نوشت: در مورد گزارش کتاب هم حتماً این کار رو می‌کنم. به نظر خودم که کتاب جالبی هست.

  6. سلام
    نگاهتون ارزشمنده از زاویه دیگری به این روز نگاه کردید. با “متمم تا عید نوروز” هم همین نگاه رو داشت ولی شما دوباره این دیدگاه رو به من یادآوری کردید، .واقعا چرا فکرهای خوب زود از ذهن فرار میکنند باید یک جا پاشون رو بند کرد.
    فکر میکنم اگر عادتم بشه که به سبک شما و متمم زمانها و مناسبتها رو اینطوری نگاه کنم ارزش زمان و برنامه ریزی و ریزگام‌ها رو بیشتر درک کنم و کمتر گرفتار اهمال کاری بشم.
    مثلا شب یلدا “۹۰ روز آخر”

    1. لیلا جان.
      به‌نظرم عددها بهانه‌ی خوبی هستن برای اینکه از یه نقطه‌ای لااقل توی بعضی از کارها اهمال کاری رو بذاریم کنار. مثل همین ایده‌ی خوبت: شب یلدا. ۹۰ روز آخر سال.
      اینکه بشه به یه شکلی و از جایی شروع کرد و دست به اقدامی زد خیلی مهمه. حالا هرکسی به سبک خودش و نیازی که در زندگی روزمره‌ی خودش احساس می‌کنه.
      امیدوارم تو هم در این مسیر موفق باشی 🙂

  7. سلام طاهره جان
    این مطلب شما منو یاد [ با متمم تا عید نوروز] انداخت. عاشق اون گامهایی بودم و همچنان هستم که معلم نام آشنای ما محمدرضا شعبانعلی عزیز آخر مطالب میاوردن و با هر گامی که به جلو می رفتیم رنگ گامها به رنگ متمم میشد 🙂

    با مهر و ادب
    سارا

    1. سلام سارا جان.
      درست می‌گی.
      اون گام‌ها هنوز توی ذهنم هستن. برای همین دوست داشتم این یه مدت باقی مونده تا آخر سال ازش به یه شکلی استفاده کردم باشم.

  8. سلام طاهره جان
    واقعا نگاهت رو دوست داشتم
    به جای خیلی از ما که میگیم “امسال هم تمام شد” تو به باقی مانده سال توجه کردی. همین امروز در لیست کارهایم نوشتم برنامه ریزی برای ۱۰۰ روز آینده
    ۲۹ اسفند میام همین جا گزارشش رو می نویسم
    باز هم ممنون

    1. حمید عزیز.
      خیلی خوشحالم که از این ایده خوشت اومد.
      راستش دیدن همراهی دوستان، شور و شوق آدم رو برای پیگیری این برنامه‌ریزی ۱۰۰ روزه بیشتر می‌کنه.
      مطمئن باش علاوه براینکه منتظر گزارشت می‌مونم، خودم رو هم متعهد می‌کنم که بیام اینجا و گزارش بدم 🙂

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

وب‌نوشته‌های طاهره خباری