اهمیت رعایت حقوق حیوانات

ما انسان‌ها برای اطمینان از اینکه به حقوق یکدیگر تجاوز نکنیم و پا را فراتر از حریم‌های مشخص شده نگذاریم، با وضع قوانین و مقررات مختلف، سعی در به انجام رسانیدن این مهم می‌کنیم.

وضع قوانین نیز از یک نهاد کوچک مانند خانواده آغاز می‌شود تا به قوانین کلی حاکم بر کشور و در نهایت به قوانینی در سطح جهان مانند حقوق بشر می‌رسد.

همه‌ی افراد نیز ملزم به رعایت چنین قوانینی هستند و تخطی از آنها جرم محسوب شده و با مجازات روبه‌رو می‌شوند.

حال سوال این است، ما به جز خودمان آیا برای سایر حیوانات نیز حق و حقوقی قائل هستیم؟  آیا به رعایت حقوق حیوانات فکر می‌کنیم؟ و آیا حقوق آنها را نیز رعایت می‌کنیم؟

چند روز پیش که مقاله‌ی آیا ماهی‌ رنج می‌کشد؟ را خواندم، برایم جالب بود که یک محقق با انجام آزمایش‌هایی نشان داده که بله، ماهی‌ها هم رنج می‌کشند.

شاید برخی بگویند که درد و رنجی که ماهی‌ها یا سایر حیوانات می‌کشند با درد و رنج انسان‌ها فرق می‌کند و نیازی نیست که تا این اندازه حساسیت به‌خرج دهیم.

ولی آیا ما انسان‌ها به‌رغم اینکه از یک گونه هستیم، در مواجه با رویداد کاملاً یکسانی، به یک اندازه درد و رنج یا حتی شادی و لذت را تجربه می‌کنیم؟ مسلماً خیر.

همانگونه که هر یک از ما درک متفاوتی نسبت به محیط اطراف داریم و نمی‌توانیم توقع داشته باشیم همه برداشت و احساس یکسانی داشته باشند، به‌نظرم توقع و تفکر بی‌جایی است که بگوییم چون سایر حیوانات مانند ما انسان‌ها خیلی چیزها را درک و احساس نمی‌کنند، پس لزومی ندارد مسأله‌ی رعایت حقوق حیوانات نیز مطرح شود.

چند سال پیش کارتون معروفی به نام Bee Movie را دیدم که در آن زنبورها به دلیل اینکه انسان‌ها حق و حقوق آنها را رعایت نمی‌کنند، دست به اعتصاب زده و عسل تولید نکردند.

جالب اینکه در دادگاهی که توسط انسان‌ها برگزار شده بود آنها برنده شدند و این برنده شدن سرآغازی بود برای شروع یک اتفاق. زنبورها دست از گرده افشانی کشیدند و در استخرهایی از عسل غوطه‌ور شدند و همین باعث شد سرسبزی و حیات روی زمین از بین برود.

جالب اینکه در آخر زنبورها تصمیم گرفتند به فعالیت سابق خود مشغول شوند و دوباره همه چیز به روال عادی خود بازگشت.

این سناریویی است که انسان‌ها دوست دارند همیشه برقرار باشد.

همه چیز دنیا دست به دست هم دهد و در خدمت‌شان باشد، تا آنها زندگی آسوده‌ و خوشایندی را تجربه کنند. حال این خوشایندی تا چه اندازه موجب ناخوشایندی دیگر موجودات می‌شود، ظاهراً اهمیت چندانی ندارد!

البته حرفم این نیست که وارد بحث‌های بی‌نتیجه‌ی حد و حدود رعایت حقوق حیوانات شوم. بیشتر حرفم این است که جایی در ذهن خودمان برای حیوانات نیز حقی از حیات قائل شویم و به این نکته توجه داشته باشیم که آنها هم به شیوه‌ی خاص خودشان محیط اطراف خود را درک کرده و تحت تأثیر آن قرار می‌گیرند.

احتمالاً با به رسمیت شناختن رعایت حقوق حیوانات بتوان راحت‌تر درباره‌ی حقوق دیگری مانند حق کپی‌رایت حیوانات نیز فکر و بحث کرد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

وب‌نوشته‌های طاهره خباری