مارسل پروست: در جستجوی زمان از دست رفته

اولین بار در یکی از پارگراف‌های فارسی متمم بود که با مارسل پروست و رمان در جستجوی زمان از دست رفته آشنا شدم.

مارسل پروست این رمان را در هفت جلد و با حدوداً یک میلیون و دویست هزار کلمه‌، طی سال‌های ۱۹۰۹ تا ۱۹۲۲ نوشت. ترجمه‌ی این رمان نیز توسط مهدی سحابی طی ۱۱ سال انجام داد و حاصل آن بیش از چهار هزار صفحه شد. از طرفی این رمان یکی از بهترین رمان‌های قرن بیستم نیز لقب گرفته است (+).

ادامه مطلب
یکی از راه‌های افزایش دایره لغات

یکی از کارهای مهمی که برای بهبود مهارت تسلط کلامی انجام می‌شود، افزایش دایره لغات است. اولین بار در درس دامنه‌ واژگان فعال بود که با این موضوع آشنا شدم  و شروع به تمرین نوشتن لغات کردم تا ذخیره‌ی واژگان خودم را افزایش دهم.

نوشتن از روی کلمات و اصطلاحاتی که در کتاب‌ها می‌خوانم، کم‌کم باعث شد تا به لغاتی که خودم به‌کار می‌برم حساس شوم. همین حساس شدن نیز باعث شده تا تمرین بیشتری انجام دهم.

ادامه مطلب
فاصله بین احساس و اندیشه

خواندن این جمله یادآور جمله‌‌ی دیگری از مارسل پروست برایم بود:

دلش می‌خواست به اندیشه‌اش فرصتی بدهد تا به شتاب خود را به آن لحظه برساند.

ادامه مطلب
دوگانه‌ بینی یا دوگانه‌‌ اندیشی چیست؟

از دوران ابتدایی یادم می‌آید که مبصر کلاس روی تخته‌ی سیاه دو تا خط یکی عمودی و یکی افقی می‌کشید و بالای آنها می‌نوشت: «خوبها» و «بدها». بعد به تک‌تک بچه‌ها نگاه می‌کرد و هر کسی که شلوغ‌بازی و سر و صدا می‌کرد، اسمش را در ستون «بدها» می‌نوشت و اسم بچه‌های آرام و منظم را هم در ستون «خوب‌ها» می‌نوشت.

کافی بود اندکی بی‌نظمی از یکی از بچه‌ها دیده شود، به‌سرعت اسمش از ستون خوب‌ها به ستون بدها منتقل می‌شد.

انگار بچه‌ها یا خوب بودند یا بد و حد وسط یا حالت سوم یا چهارمی را نمی‌شد بین بچه‌ها تصور کرد.

ادامه مطلب

خواندن چه نوع کتاب‌هایی را ترجیح می‌دهم؟

برای من در این دنیا، لذتی بالاتر از کتاب خواندن وجود ندارد.

وقتی خواندن کتاب در کنار سکوت و تنهایی قرار می‌گیرد، حاصل آن می‌شود: لذتی عمیق‌تر و بیش‌تر و شیرین‌تر.

در پاسخ به این سوال که «خواندن چه نوع کتاب‌هایی را ترجیح می‌دهم؟» می‌توانم بگویم:

کتاب‌هایی که مرا در خود غرق کنند.

کتاب‌هایی که شوق خواندن و اتمام آنها یک لحظه هم در من خاموش نشود.

کتاب‌هایی که خواندشان باعث می‌شوند کتاب‌های بیشتر دیگری نیز بخوانم.

ادامه مطلب
یکی از روش‌های بهبود مهارت خواندن به زبان انگلیسی

روش‌های متعددی برای یادگیری و تقویت مهارت‌ Reading وجود دارد. یکی از این روش‌ها که در متمم با آن آشنا شدم، به این صورت است که بخش کوتاهی از کتاب به شکل تکه‌های کوچکی درآمده و خوانده می‌شد.

این روش برای من خیلی جالب بود. چون همیشه احساس می‌کردم در مهارت خواندن ضعیف هستم ولی به این شکل می‌توانم کم‌کم شیوه‌ی خواندن خودم را بهتر کنم.

برای اینکه بتوانم این روش را برای خودم شخصی‌سازی کنم و استفاده‌ی بیشتری از آن ببرم، کمی جستجو کردم تا ببینم به چه شکل می‌توانم فایل صوتی متن کتاب دلخواه را پیدا و آن را با متن کتاب همراه کنیم.

ادامه مطلب
نمایشی کوتاه از عظمت جهان هستی

وقتی انسان خارج از ابعاد زمانی و مکانی خودش به عالم هستی می‌نگرد، متوجه می‌شود آن اندازه که خودش تصور می‌کند، موجود بااهمیتی به حساب نمی‌آید.

کره‌ی خاکی که ما بر روی آن زندگی می‌کنیم شاید برای ما مکان مهمی باشد و آن را بزرگ و گسترده تصور کنیم. ولی هنگامی که از فاصله‌های دورتری مثلاً خارج از کهکشان راه شیری به کره‌ی زمین نگاه می‌کنیم، به‌خوبی متوجه می‌شویم که این کره‌‌ی خاکی همانند دانه‌ی شنی است در ساحلی بی‌کران یا شاید هم همانند نقطه‌ی بسیار کوچکی بر روی تابلویی بزرگ.

ادامه مطلب
هنر داریوش آشوری در ترجمه

احتمالاً برای همه‌ی ما پیش آمده که در حال خواندن یک کتاب، به کلمه‌ی ناآشنا برخورد کرده باشیم.

اولین کاری که من در چنین مواردی انجام می‌دهم، مراجعه به یک واژه‌نامه است تا معنی آن واژه را بیابم.

باز هم احتمالاً برای همه‌ی ما پیش آمده که در حال خواندن یک کتاب ترجمه شده به کلمه‌ی نامفهوم یا ناآشنایی برخورد کنیم.

در چنین مواردی اولین کاری که من انجام می‌دهم، نگاه کردن به پاورقی است. اینکه ببینم خود کلمه‌‌ی اصلی چیست. اگر در پاورقی چیزی نبود بسته به اینکه آن کلمه در فهم جمله تا چه اندازه به من کمک می‌کند، سراغ کتاب اصلی می‌روم تا ببینم آن کلمه چه بوده است.

ادامه مطلب

خواندن، یاد گرفتن و عمل کردن

آیا هر خواندنی منجر به یادگیری می‌شود؟

آیا هر یاد گرفتنی می‌تواند منتهی به عمل کردن شود؟

طبق چیزی که به‌تازگی از گام‌های یادگیری بنجامین بلوم آموخته‌ام، جواب هر دو سوال «نه» است.

طی کردن پله‌های خواندن و فهمیدن لزوماً باعث نمی‌شود که پله‌های بعدی را هم با موفقیت طی کنیم. خیلی از دانسته‌ها در همان پله‌ی اول باقی می‌مانند و هیچ‌گاه پایشان به پله‌های بالاتر نمی‌رسد و به آنجا صعود نمی‌کنند.

یادم می‌آید اولین بار در یکی از درس‌های متمم با خطای تعمیم آشنا شدم. به بهانه‌ی حل کردن تمرین آن درس در خاطراتم گشتم تا موردی را بیابم. جالب اینکه موارد متعددی بودند که من به کلی آنها را فراموش کرده بودم. در کل مورد آبرومندی را پیدا کردم و به عنوان جواب تمرین آن درس نوشتم.

ادامه مطلب
این نامه برسد به دست…

در گذشته نوشتن نامه که وسایل ارتباطی محدود و سرعت آنها نیز محدودتر، یکی از راه‌های برقراری ارتباط و باخبر شدن از احوال یکدیگر بود.

گاهی نامه‌ها مسیری کوتاه چند ده کیلومتری و گاهی چند هزار کیلومتر را طی می‌کردند تا به حرف‌هایی را به کسی یا جایی برسانند.

در میان همه‌ی دلایل و بهانه‌های موجود برای نوشتن نامه، شاید نامه‌ای که میان دو نفر که به تازگی با هم آشنا و ازدواج کرده‌اند، شوق و شیرینی خاصی داشته باشد.

کاری که شاید پدران و مادران ما نیز در ایام جوانی خود آن را تجربه کردند. نامه‌ای برای یار می‌نوشتند و ارسال می‌کردند و منتظر می‌ماندند تا خبری از یار برسد.

ادامه مطلب

وب‌نوشته‌های طاهره خباری